به سلامتی باغ‌های معلق انگور

خدا كند انگورها برسند

جهان مست شود تلوتلو بخورند خیابان‌ها
به شانه‌ی هم بزنند رئیس‌جمهورها و گداها
مرزها مست شوند و محمّد علی بعد از 17 سال مادرش را ببیند
و آمنه بعد از 17 سال، كودكش را لمس كند

خدا كند انگورها برسند
آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد
هندوكش دخترانش را آزاد كند
برای لحظه‌ای تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود بریدن را
قلم‌ها آتش را آتش‌بس بنویسند

خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان ماهش را بدزدد
به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها

خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجره‌‌ها دیوارها را بشكنند
و تو همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی مرا نیز به یاد بیاوری

محبوب من محبوب دور افتاده‌ی من با من بزن پیاله‌ای دیگر
به سلامتی باغ‌های معلق انگور


                             - الیاس علوی شاعر افغان

با هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی می‌ارزی...

کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست

و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.
اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند
و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.
و شکستهایت را خواهی پذیرفت
سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز
با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه
و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی
که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست
و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.
بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی…
که محکم هستی…
که خیلی می ارزی.
و می آموزی و می آموزی
با هر خداحافظی
یاد میگیری که خیلی می‌ارزی.

                                                      - خورخه لوئیس بورخس